منو داخلي
مرکز بهداشت روان

روانشناس مسئول واحد:

فاطمه سلطانی مقدم - کارشناس روانشناسی بالینی

نوع خدمت:

ارائه خدمات Psychoeducation؛

آموزش مهارت‌های زندگی به بیماران بستری

آموزش اختلالات روانپزشکی به خانواده بیماران (نوع و علائم بیماری، طول دوره، عوامل ایجادکننده، علائم هشداردهنده عود و ...)

تهیه پمفلت و جزوات آموزشی

نحوه پذیرش:

با ارائه معرفی نامه یکی از روانپزشکان این بیمارستان

معرفی واحد:

بهداشت رواني که جزئي از بهداشت عمومي محسوب مي‌شود، به پيگيري موارد زير مي‌پردازد:

·        افزايش سطح بهداشت رواني از طريق ارتقای آگاهي‌هاي جامعه در مورد بيماري‌هاي رواني

·        شناسايي و تشخيص زودرس اختلالات رواني و درمان آنها

·        پيشگيري از عوارض و عود بيماري و توانبخشي بيماران

·        پيشگيري از بروز بيماري‌هاي رواني از طريق پيشگيري و درمان بيماري‌هاي جسمي

 

تعريف بهداشت روان:

بهداشت روان علمي است براي بهتر زيستن و رفاه اجتماعي که تمام زواياي زندگي از اولين لحظات حيات جنيني تا مرگ اعم از زندگي داخل رحمي، نوزادي، کودکي تا نوجواني، بزرگسالي، میانسالی و پيري را در بر مي‌گيرد. بهداشت روان، دانش و هنري است که به افراد کمک مي‌کند تا با ايجاد روش‌هايي صحيح از لحاظ رواني و عاطفي بتوانند با محيط خود سازگاري نموده، راه حل‌هاي مطلوب‌تري را براي حل مشکلاتشان انتخاب نمايند. البته پژوهشگران و محققان در هر دو میدان؛ یعنی بهداشت جسم و بهداشت روان، گام‌های جدی برداشته‌اند. بروز احساسات باید به گونه‌ای باشد که از یک طرف فرد نخواهد احساس‌هایش را سرکوب کند و از طرف دیگر، مهارگسیخته آنها را بروز ندهد.

تعريف سازمان جهاني بهداشت:  

بهداشت روان عبارتست از: قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي و حل تضادها و تمايلات شخصي به طور منطقي، عادلانه و مناسب.

نتيجه آن که مفهوم بهداشت رواني عبارت خواهد بود از تامين رشد و سلامت رواني فردي و اجتماعي، پيشگيري از ابتلا به اختلال رواني، درمان مناسب و بازتواني آن.

ويژگي‌هاي افرادي كه از نظر رواني سالم هستند:

·        اين افراد نسبت به خود آرامش دارند يعني به طور نسبتاً معقولي، احساس امنيت و کفايت دارند.

·        توانایي‌هاي خود را در حد واقعي خود ارزيابي مي‌کنند؛ نه بيشتر و نه کمتر.

·        به خود احترام مي‌گذارند (Self respect) و کمبودهاي خود را مي پذيرند.

·        به حقوق ديگران احترام مي‌گذارند.

·        مي‌توانند به ديگران علاقه‌مند شوند و آنها را دوست بدارند.

·        مي‌توانند احترام و دوستي ديگران را جلب کنند.

·        مي‌توانند نيازهاي زندگي خود را برآورده سازند و براي دشواري‌هايي که در زندگي آنها پيش مي‌آيد، راه حلّي پيدا کنند. آنها قادرند خود بينديشند و تصميم بگيرند.

·        قادرند مسئوليت‌هاي روزمره خود را با برگزيدن اهداف معقول پيش ببرند.

·        طوري تحت تاثير عواطف، ترس، خشم، عشق يا گناه خود قرار نمي‌گيرند که زندگيشان پريشان شود.

انواع بيماري‌هاي رواني:

1ـ بيماري‌هاي عمده يا روان پريشي (Psychosis):

·        روان گسيختگي (Schizophrenia): شکاف شخصيت و عدم احساس واقعيت

·        افسردگي ـ سرخوشي (Manic- Depressive): افسردگي ژرف و هيجان شديد نوسان‌دار

·        سوء ظن شديد و هذيان (Paranoia): سوء ظن بي دليل به همه چيز در چارچوب توهم

2ـ بيماري‌هاي غير عمده:

·        روان نژندي يا نِوروز: از دست رفتن توانايي واکنش هنجار در برابر موقعيت‌هاي گوناگون زندگي

·        اختلالات شخصيتي: ناشي از تجربيات اسف‌انگيز دوران کودکي

علل بيماري‌هاي رواني:

بيماري‌هاي عضوي: آرتريواسکلروز عروق مغزي، سرطان‌ها، بيماري‌هاي متابوليک، برخي بيماري‌هاي نورولوژيک، بيماري‌هاي غدد درون ريز، بعضي از بيماري‌هاي مزمن، صرع و ...

وراثت: در کودکي که پدر و مادرش هر دو روان گسيخته‌اند، احتمال ابتلا به روان گسيختگي 40 برابر بيشتر از کودکاني است که پدر و مادر سالم دارند.

عوامل محيطي و اجتماعي: نگراني‌ها، تنش‌هاي عاطفي، ازدواج‌هاي اجباري، گسستگي خانواده، فقر، شهرنشيني، صنعتي شدن جامعه، مهاجرت، عدم امنيت اقتصادي، طرد شدن، از ياد رفتن، ظلم و ...

ساير عوامل محيطي:

  • سمومي مثل جيوه، دي اکسيد کربن، منگنز، قلع، ترکيبات سرب و غيره
  • داروهايي مثل باربيتورات‌ها، گريزوفولوين، الکل و غيره
  • مواد تغذيه‌اي مثل کمبود ويتامين و پيريدوکسين، کمبود يُد و غيره
  • عفونت‌ها مثل سرخک، سرخجه و عفونت‌هاي پيرامون زايماني که بر تکامل مغزي تاثير دارند.
  •  پرتوتابي در هنگام تکامل عصبي 

اولويت‌هاي بهداشت رواني:

پيشگيري و مبارزه با بيماري‌هاي افسردگي، اسکيزوفرني، زوال عقل، عقب ماندگي ذهني، صرع و همچنين مبارزه با خودکشي، از اولويت‌هاي بهداشت رواني است. به همين دليل به وضعيت اين موارد در ايران اشاره مي‌کنيم:

1ـ افسردگي: شيوع افسردگي در ايران حدود 7/7% جمعيت 15 ساله به بالاست. بنابراين در هر مقطعي از زمان، حداقل حدود 5 ميليون نفر دچار اين بيماري هستند.

2ـ اسکيزوفرني: وخيم‌ترين بيماري رواني محسوب مي‌شود. بويژه اين که اين بيماري در سنين نوجواني و جواني آغاز مي‌گردد و در اکثر موارد سير مزمن و مادام‌العمر دارد. شيوع اين بيماري حدود 1% است. بنابراين تعداد اين بيماران در ايران حدود 5/0 ميليون نفر مي‌‌ باشد.

3ـ زوال عقل (دمانس): با بالا رفتن سطح بهداشت عمومي و افزايش ميانگين سني جامعه، تعداد موارد زوال عقلي بتدريج بالاتر خواهد رفت. در يکي از بررسي‌ها شيوع اين اختلال در ايران 25/0% ذکر شده است (حدود 150 هزار نفر).

4ـ عقب ماندگي ذهني: شيوع آن حداقل 2 درصد و تعداد مبتلايان 000/200/1 نفر است که حداقل 10% آنها دچار عقب ماندگي شديد هستند.

5ـ صرع: مي‌توان گفت که شيوع بيماري صرع در جوامع مختلف به طور متوسط حدود 1% است که در جوامع در حال توسعه بيشتر از جوامع توسعه يافته گزارش شده است. در گزارشي از يکي از مناطق ايران، شيوع صرع گراندمال 2% آمده است.

6ـ خودکشي: امروزه خودکشي سومين علت مرگ در سنين 15 تا 30 سالگي را به خود اختصاص داده است. 95% افرادي که اقدام به خودکشي مي‌کنند، مبتلا به بيماري‌هاي رواني بويژه افسردگي هستند.

پیشگیری اولیه:

1- انجام تحقيقات سبب شناسي به منظور کشف نقش عوامل ژنتيکي، محيطي و خانوادگي در تخريب سلامت رواني افراد در جامعه

2ـ همکاري بين تخصصي با متخصصين رشته‌هاي مختلف و همکاري بين بخشي با ارگان‌هاي ذيربط

3ـ آموزش همگاني بهداشت رواني کليه اقشار

4ـ همکاري مستمر با رهبران مذهبي و سياسي مردم

5ـ مشاوره‌هاي خانوادگي و فردي و گروهي

6ـ جلب همکاري و تشويق افراد جامعه در بهره‌برداري مطلوب از خدمات بهداشت روان

براساس مطالعات انجام شده در دانش آموزان شهرهاي تهران، كرج، يزد و اردكان، مشخص شده است كه مذهبي بودن دانش آموزان و خانواده‌هاي آنان، رابطه معكوس و معني‌داري با بروز افسردگي دارد. بنابراين توجه به عقايد معنوي و باورهاي مذهبي و التزام به احكام ديني در فضاي فرهنگي جامعه و خانواده‌ها، نقش اساسي در پيشگيري اوليه افسردگي و به دنبال آن تامين سلامت رواني دارد و به طور قطع يكي از سازوكارهاي اين پديده جمله روح افزاي «دل آرام گيرد به ياد خداي» مُلهَم از آيه شريفه قرآن «اَلا بِذِكرِاللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب» مي‌باشد.

پيشگيري ثانويه (سطح دوم):

هدف اصلي در اين مقطع، جلوگيري از عوارض اختلالات رواني در افراد جامعه با تشخيص بموقع، درمان مناسب و زودرس و پيگيري منظم مي‌باشد.

انتظار مي رود اهداف زير در اين سطح پيشگيري برآورده شود:

1ـ بيماريابي به منظور تشخيص سريع و بموقع علايم غيرعادي و يا رفتارهاي نامتعادل در افراد

2ـ درمان فوري، زودرس و کامل، جهت رفع علايم سبک اختلالات در بين افراد شناسايي شده

3ـ درمان نگهدارنده به منظور پيشگيري از بازگشت عوارض اختلالات تا حصول کامل بهبود در بين افراد آسيب ديده جامعه

4ـ پيشگيري از بروز علايم شديد در بين افراد مبتلا و ايجاد سازگاري بين آنها و خانواده

5- جلوگيري از بالارفتن ميزان عود و دفعات بستري

6- ارائه خدمات مراقبت

اهداف فوق از طريق زير قابل حصول مي باشد:

1ـ آموزش چهره به چهره افراد جامعه در خصوص نقش پيگيري بخصوص پيگيري الزامي در موارد سايکوز و صرع

2ـ شناسايي افراد در مدارس، خانواده‌ها و محل کار آنها جهت تشخيص و درمان بموقع

3ـ ارائه خدمات درماني مناسب و بموقع از طريق فراهم آوردن امکانات و شرايط لازم (اورژانسی، سرپایی و بستری)

4ـ همکاری بين تخصص‌هاي مختلف بهداشتي درماني

5ـ آموزش‌هاي لازم در جهت حذف باورهاي غلط و تعصبات نادرست مردم و اصلاح نگرش، دانش، و مهارت آنها در خصوص تفسير و تعبير اختلالات رواني، انتخاب درمان و نحوه برخورد با بيماران رواني؛ در خانواده، مدرسه، محل کار و اجتماع.

پيشگيري ثالثيه (سطح سوم):

هدف اصلي، پيشگيري از تداوم اختلالات رواني مزمن در بين مبتلايان و کاهش ناتواني‌هاي فردي، اجتماعي، شغلي و خانوادگي ناشي از آن مي‌باشد. براي دستيابي به اين هدف رعايت موارد زير الزامي است:

1ـ شناسايي مبتلايان به اختلالات رواني مزمن

2ـ حمايت از مبتلايان شناخته شده به منظور جلوگيري از عوارض احتمالي ناشي از اختلال مانند خودکشي، اعتياد، فرار از منزل، فحشا و ساير انحرافات اجتماعي، با درگير ساختن خانواده‌ها و ساير مراجع ذيربط

3ـ اقدامات عملي براي بازتواني مبتلايان از طريق کاريابي، حمايت مالي و اشتغال در مراکز نيمه‌وقت

4ـ  ارائه خدمات مراقبت

5ـ تاسيس واحدهاي نوتواني در بخش‌هاي روانپزشکي

6ـ آموزش خانواده‌ها در نحوه برخورد با بيماران خود و مسئوليت پذيري آنها نسبت به بيماران

کلید سلامت روانی:

سلامت روانی به نحوه تفکر، احساس و عمل اشخاص بستگی دارد. به طور کلی افرادی که از سلامت روانی برخوردار هستند، نسبت به زندگی نگرش مثبت دارند. آماده برخورد با مشکلات زندگی هستند. در مورد خود و دیگران احساس خوبی دارند. در محیط کار و روابطشان مسئولیت پذیرند زیرا وقتی از سلامت روانی برخوردار باشیم، انتظار بهترین چیزها را در زندگی داریم و آماده برخورد با هر حادثه‌ای هستیم. ممکـن اسـت این سوال در ذهن شما متبادر شود که چرا باید در مورد سلامت روانی بدانیم؟ بدون تأمل می‌توان گفت که ما با آموختن ویژگی‌های سلامـت روانی بهتر می‌توانیم به روح و روان متعادل و شاد دست یابیم. سلامت روانی در بسیاری از موارد مانند سلامت جسمی است و باید به آن توجه کافی داشت. بسیاری از مردم برخی اوقات احساس افسردگی می‌کنـند؛ همـان طـور که بسیـاری از آنها دچار سرماخوردگی می‌شوند. از همین رو، نمی‌توان از همه ناراحتی‌های روحی جلوگیری کرد؛ همان طور که از بروز همه بیماری‌های جسمی نیز نمی‌توان ایمن بود.

سلامت روانی و جسمی هر دو برای خوشبختی انسان ضروری‌اند. رسیدن به سلامت روانی به هیچ وجه تصادفی نیست؛ نیل به این هدف با صرف زمان و زحمت محقق می‌شود. همچنین نباید فراموش کرد که اعتماد به نفس، کلید سلامت روانی است. وقتی که اعتماد به نفس بالا باشد، از زندگی رضایت دارید، هدف‌های زندگی را مشخص می‌کنید و به آنها می‌رسید، برای حل مشکلات به خود اتکا می‌کنید، روابط سالم و قوی ایجاد می‌نمایید، ناملایمات و پستی و بلندی‌های زندگی را می‌پذیرید. برعکس هنگامی که اعتماد به نفس پایین باشد، احساس می‌کنید زندگی از کنترل شما خارج شده است و استرس برایتان طااقت فرساست، در انتظار شکست هستید و نهایتاً شکست می‌خورید و از مشکلات زندگی فرار می‌کنید. برای رسیدن به تعادل روحی می‌توانید اعتماد به نفس خود را بسازید. راه صد ساله را در یک شب نمی‌توان پیمود ولی شما با پشتکار می‌توانید به نتیجه برسید. برای این منظور تمایل به پیشرفت داشته باشید، اهداف خود را معین کنید و با خودتان صادق باشید.

استرس یکی از واقعیت‌های زندگی است و برخورد مناسب با آن به شما کمک می‌کند سالم بمانید. میزانی از استرس طبیعی است و باعث یک واکنش فیزیکی می‌شود که تپش قلب و تنفس سریع‌تر، تعریق بیشتر، انقباض عضلات، به هم فشرده شدن دندان‌ها، پیدایش دلشوره و نگرانی را در پی خواهد داشت. استرس بیش از حد می‌تواند زیانبار باشد و در صورتی که استرس به هر دلیلی طولانی شود، می‌تواند موجب فرسایش بدن گردد که به زیان‌های جسمی مانند مشکلات قلبی و سردردها و زیان‌های روانی مانند افسردگی و اضطراب منجر می‌شود.

چگونه می‌توان با استرس کنار آمد؟

روانکاوان برای مقابله با استرس و پیشگیری از ایجاد آن توصیه می‌کنند موقعیت‌های پراسترس را محدود کنید. وقت خود را تنظیم نمایید و با دیگران صحبت کنید. تکنیک‌های آرام‌سازی را بیاموزید. جمله «عقل سالم در بدن سالم است» را همواره به خاطر داشته باشید. «عقل سالم» و «بدن سالم» در یک سیستم کار می‌کنند؛ برای حفظ این تعادل وارد عمل شوید. برای کاهش استرس هرگز به مصرف مواد مخدر یا الکل متوسل نشوید که تبعات نامطلوب آن در درازمدت، جسم و روان را تخریب می‌کند. برای رهایی از استرس و ایجاد تعادل مجدد در خود، به طور منظم ورزش کنید. استراحت کافی داشته باشید. از مواد غذایی مناسب استفاده کنید. وزن خود را کنترل کنید. در صورت سیگاری بودن این عادت را کنار بگذارید. با انسان‌هایی که دارای انرژی مثبت و روحیه‌ای شاد هستند، معاشرت کنید.

ساعت کار واحد:

شنبه تا چهارشنبه از ساعت 7:30 تا 14:30

پنج شنبه از ساعت 7:30 تا 13:30

تلفن‌های تماس:

021-44503395-9

داخلی 242

مستقیم:

021-44503400